استفاده از روش های سنتی ارزیابی پروژه های سرمایه ای مانند روش های تنزیل جریان نقدی (نرخ بازده داخلی، ارزش فعلی خالص و...) با توجه به عدم اطمینان موجود در محیط، انعطاف و اختیارات مدیریتی موجود در سرمایه گذاری ها به ارزیابی ناقص و غیر واقعی می انجامد .لذا با توجه به این نارسایی ها، استفاده از نظریه اختیارات سرمایه گذاری در دارایی های سرمایه ای می تواند با تعیین ارزش این اختیارات و انعطاف های مدیریتی و تاثیر آن در ارزش دارایی ها و بالطبع در ارزش شرکت، به ارزیابی بهتر و واقعی تر دارایی ها و پروژه ها کمک کند. نخستین گام طرح این پرسش است که: «آیا مدیران شرکت های ایرانی از وجود اختیارات سرمایه گذاری در دارایی های سرمایه ای هنگام ارزیابی پروژه های سرمایه ای اطلاع دارند یا خیر؟». سوال بعد آن است که در صورت آگاهی مدیران از چنین اختیاراتی آن ها چگونه منطق اختیارات سرمایه گذاری را در تحلیل پروژه های سرمایه ای با توجه به عدم اطمینان های محیطی، تغییرات نرخ بهره، میزان و نوع سرمایه گذاری های شرکت مربوطه و هزینه های تحقیق و توسعه به کار می برند. بدین منظور با استفاده از نمونه ای شامل 117 مدیر شرکت های سهامی (تولیدی) بورس اوراق بهادار تهران، نگاه مدیران به اختیارات سرمایه گذاری مورد بررسی و با استفاده از رگرسیون خطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در نتیجه روشن گردید که از دیدگاه مدیران فوق متغیرهای مستقل (میزان هزینه های سرمایه گذاری، نرخ بهره بدون ریسک، عدم اطمینان محیطی، میزان هزینه های تحقیق و توسعه) در کاربرد اختیارات سرمایه گذاری تاثیر دارند.